ادامه:
یکشنبه 13 تیر 1389 08:18 ب.ظ
ارسال شده در: تاریخ فراموش شده؟؟؟؟ ، شخصیتها ، مقالات ،
باقرخان، مشهور به سالار ملی یکی از مبارزان تبریزی جنبش مشروطیت ایران بود.
او قبل از مشروطیت بنّا بود. پس از مشروطیت مجاهد شد. ریاست مجاهدین محله خیابان (خیابان یکی از محلات قدیمی تبریز است مشتمل بر بخشهای واقع در جنوب رودخانه آجی در شرق شهر که تا جنوب شرقی نیز میرسید)، تبریز به دست او افتاد. پس از به توپ بستن مجلس به دستور انجمن ایالتی، مانند ستارخان دست به اسلحه برد و با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت جنگ کرد. اما پس از اولین شکست که از قشون دولتی خورد، سست شده در صدد تسلیم برآمد تا کار ستارخان که در امیرخیز، محله دیگر تبریز، با دولتیان جنگ میکرد قوت گرفت. وی نیز سستی را از خود دور ساخته بار دیگر به جنگ با قشون دولتی پرداخت. در اثر همکاری او با ستارخان کار مشروطهطلبان پیشرفت کرد و تبریز از فشار محاصره راحت شد. انجمن ایالتی تبریز باقرخان را به لقب سالار ملی ملقب ساخت و از او تقدیر کرد و آوازه اش در سراسر ایران پیچید.
چنانکه در تواریخ مشروطیت نوشتهاند در اثر مجاهدت ستارخان و باقرخان مشروطیت نجات یافت اما خود تبریز دیری نگذشت که به دست قشون روس افتاد. سالار ملی و سردار ملی در تبریز نماندند و به تهران حرکت کردند. یک استقبال شاهانه از این دو مجاهد شجاع از طرف دولت مشروطه به عمل آمد.
باقرخان در تهران منزوی میزیست تا قضیه مهاجرت پیش آمد. او دیگر در تهران درنگ نکرد و دنبال مهاجرین رفت. شبی در نزدیکی قصر شیرین عدهای از اکراد بر سر او و رفقایش ریختند و سرشان را بریدند. (مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم ۱۳۳۵ قمری / آبان ۱۲۹۵ خورشیدی به دست یکی از اشرار معروف اکراد قصرشیرین به نام محمد امین طالبانی به قصد تصاحب اسب و وسائل مهمانان خود، صورت گرفت.)
باقرخان که مردی جسور و ساده بود حق بزرگی به گردن مشروطیت ایران دارد. او و ستارخان برای مشروطیت با قوای دولتی به جنگ برخواستند و موفق شدند. پس از آنکه مشروطیت بار دیگر مستقر گردید این دو نفر به عنوان قهرمان مشروطیت معرفی شدند. این دو نفر در سخت ترین روزها با اتکاء به مردم تبریز با شاه مستبد مبارزه کرده بودند. یک حرکت و نهضت ملی را رهبری کرده بودند. این بود که به آسانی قهرمان ملت شناخته شدند.
دمکراتهای آذربایجان که نهضت خود را در دنباله نهضت مشروطیت و مکمل آن و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره میدانستند، مجسمه باقر خان را در میدان شهرداری تبریز تصب کردند. در ۲۴ آذر ماه ۱۳۲۵ پس از سقوط پیشهوری مردم تحت تأثیر احساسات آن مجسمه را که اثر دمکراتها بود برانداختند. از این عمل معلوم میشود که نهضت پیشه وری چقدر به ضرر مشروطیت و آزادی و این قبیل معانی بودهاست.
داماد باقرخان سرتیپ هاشمی است که فرمانده قوای دولتی مأمور آذربایجان بود که در طی جنگی مختصر قوای دمکراتها را در قافلانکوه مغلوب کرد و در میدان جنگ به درجه سرتیپی نایل آمد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اخلاق و آداب و رسوم مردم آذربایجان
یکشنبه 13 تیر 1389 08:12 ب.ظ
ارسال شده در: زبان و فرهنگ ، مقالات ،
آذربایجان دارای مردمی صبور و شجاع و مهربان هستند. بسیاری از آداب و رسوم کهن مردم آذربایجان از دوره های مادی، هخامنشی، اشکانی و سامانی، به صورت های گوناگون باقی مانده است. در این برنامه با شما درباره ی اخلاق و آداب ورسوم مردم آذربایجان و توابع آن سخن می گوییم.
مردم آذربایجان مردمی اصیل هستند. آنها در دوستی ثابت قدم، در برابر مشکلات شجاع و مقاوم، و به غیرت شهره اند. از جمله خصلت های این مردم مهمان نوازی، سلحشوری، آزادمنشی، راستگویی، مرزداری و پایبندی به اعتقادات مذهبی است.
یکتاپرستی و ایمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم این سامان ریشه دارد و احساسات وطن دوستی آنان در تمام ادوار تاریخ ضرب المثل بوده است.
قیام های مکرر اهالی تبریز در هنگام جنگ های عثمانی و دولت استبدادی روسیه تزاری سرشار از فداکاری ها و جانبازی های شگفت انگیزی است که در تاریخ ، جاودان خواهد ماند.
حسینقلی کاتبی» در کتاب « آذربایجان و وحدت ملی» می نویسد:« طرز معاشرت، برخورد اجتماعی، تعارفات، طرز برگزاری جشن های ملی و مذهبی مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سوری و سیزده به در، عید غدیرخم، میلاد مولی علی (ع)، رسوم مهمانی و عروسی، تعزیه و عزاداری و غیره در تمامی سرزمین ایران یکسان اجرا می شود. از دیگر ویژگی های ایرانی در اخلاق ملی مثل مهمان نوازی، ادب و احترام و خوش سلوکی و حسن معاشرت در میان عموم ایرانیان از خراسانی و آذربایجانی و کرمانی و کرد و بلوچ یکسان است.
.فصل زمستان در آذربایجان بسیار طولانی وسرد است. و یکی از آیین های ویژه ی آن شب چله است. استان آذربایجان نیز به عنوان یکی از خطههای زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژهای دارند که به پارهای از آنان اشاره میشود. اکثر مردم آذربایجان در شب یلدا "چیلله قارپیزی" (هندوانه چله) میخورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمیکنند. در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است که کسانی که نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود " خوانچه " طبق میفرستند و اقوام در هر چه بهتربودن این خوانچهها کمک میکنند. محتویات خوانچهها عبارتند از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه که با پولک و تور تزیین میشود. هنگام غروب ،زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پای کوبی میپردازند. سپس طبقهای آماده را بر سر افرادی که معین شده قرار داده و روانه خانه عروس میکنند و مادر عروس پس از تحویل طبقها، هدایای مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها میدهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبقها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت میکند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را که شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یک قواره پیراهنی باکفش و چادری روانه منزل آنها میکند. هندوانه مهمترین خوراک شب چله مردم آذربایجانشرقی است. اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعداز شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجیل، لبو، هویچ، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشکبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل میکنند.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ریشه یابی نام تبریز(بایتخت آذربایجان)
یکشنبه 13 تیر 1389 08:12 ب.ظ
ارسال شده در: تاریخ فراموش شده؟؟؟؟ ، مقالات ، اجتماعی و... ،
زمان پیدایش و موقعیت اولیهی تبریز تاکنون مشخص نشده است. در منابع علمی و تاریخی به نظرات متفاوتی پیرامون این مسئله برخورد میکنیم. صرف نظر از این که بسیاری از منابع سدههای میانه، بنای تبریز را مربوط به زبیده خاتون همسر هارون الرشید دانستهاند، مسئلهی پیدایش آن همواره محل بحث بوده است.[1]
تاورنیه و شاردن اکباتان قدیم[2] ماد را و سبئوس مورّخ ارمنی سدهی میانی، شهر کازا را به عنوان تبریز حساب کردهاند. گیز سفیر انگلیس که در 1801 همراه سرجان ملکم به ایران آمده بود، نوشته است که تبریز همان شهر قدیمی کازا است.[3] تقریباً چهل سال بعد از گیز، فلاندن که از طرف دولت فرانسه به ایران آمده بود، ضمن بحث از تاریخ باستان این گونه بیان کرده که کسانی نام قدیم تبریز را به صورت کابریک، اکباتان و کازا ذکر نمودهاند.[4]
نویسندگانی که نامشان در بالا آمده، موقعیت تبریز را به درستی مشخص نمیکنند. در واقع تبریز در دامنهی کوه سرخاب جای میگیرد. کوه سرخاب با بلندی 400- 500 به رنگ قرمز از طرف شمال و شمال شرق تبریز را احاطه کرده است. شهر با آب رودهای آجی چای و مهران چای آبیاری میشد. مهران چایی از وسط شهر جاری بود. در کتیبهی سارگن دوم آمده است که شهر با کانالهایی پر از آب احاطه شده است. احتمالاً این کانالها از آب مهران چای و آجی چای پر میشدند.
دربارهی زمان بنای تبریز نظرات مختلفی ارائه شده است. نادرمیرزا با انتساب بنای تبریز به دورهی ساسانیان مینویسد: «شدنی است که اساس تبریز را خسرو نهاده، بعدها به ویرانی گراییده و به روستایی بدل شده است.»[5] محمد حسن خان صنیع الدوله و ولادیمیر مینورسکی با نظر نادرمیرزا موافق هستند.[6]
فاوستوس مورخ ارمنی که حوادث سدهی چهارم را تا 387 م. در اثر خود آورده، جنگ شاهپور دوم ساسانی (379-309) را با واساگ سردار ارمنی در سالهای 6-375 در تبریز به تصویر کشیده است: «... پادشاه ایران با سپاهیان خود به ارمنستان و سپس آترو پاتنه هجومی ترتیب داد. ارتش ایران در تاورژ اردو زد. واساگ با سپاه 200 هزار نفری خود، قرارگاه پادشاه ایران را در آنجا آتش زد. در آنجا تصویر پادشاه را یافته و با پیکان آن را درید.»[7]
سطرهایی که به نقل از فاوستوس بوزاندی آورده شد، وجود تبریز را به عنوان شهری بزرگ در سدهی چهارم ثابت میکند. سپاهیان ایران و ارمنستان در اینجا جنگیدند. به دلیل اهمیت نظامی تبریز، قرارگاه شاهی و قسمت اصلی ارتش ایران در آنجا مستقر بود.[8] بیتردید شهری که در سدهی چهارم بزرگ بوده، میباید خیلی پیشتر بنا شده باشد.
جکسون استاد آداب، رسوم، دین و ادبیات ایران در دانشگاه کلمبیا که در 1903 به تبریز آمده، مینویسد:
«تبریز چنان شهری است که تاریخ بنای آن دانسته نیست. ولی رقم هزار سال را میتوان برای سن آن جزئی شمرد. ایرانیان ادعا میکنند که زبیده خاتون همسر هارون الرشید بنای شهر را نهاده است. بدین ترتیب آنان قدمت آن را نادیده میگیرند. درست است که چشمهای به نام زبیده در تبریز وجود دارد. با اینحال این شهر در دورهی ساسانیان یعنی 400 سال قبل از زبیده موجود بوده است.»[9] جکسون کمی بعد مینویسد: «در تبریز از زیر زمین سکههایی بیرون میآید. من یک مهر و چند سکه مربوط به دورهی ساسانی و پارفیا را دیدم. این مهر را قطعاً میتوان به دورهی هخامنشیان مربوط دانست... مهر به شکل تخم مرغ بود. اندازهی آن 25 میلی متر بود. در این مهر سنگ سرخ یاقوتی بود که بر آن تصویر شاه یا جنگاوری حک شده بود. او با خنجری دو تیغهای در حال کشتن حیوان وحشی عجیب الخلقهای بود. این تصویر به تصاویر روی سنگها تخت جمشید شبیه است.»[10] جکسون ادامه میدهد: «ظریف کاری روی این مهر ثابت میکند که این مهر بعدها بر اساس تصاویر دیگر ساخته نشده است. هیچ دلیلی برای جعلی بودن آن وجود ندارد.»[11]
جکسون نشان میدهد که پژوهشگرانی همچون ویلیام هیزوارد دانشمند آمریکایی انتساب این مهر به هخامنشیان را تصدیق میکنند.[12] بدین ترتیب انتساب این سکهها به ساسانیان و پارفیا و مهر به هخامنشیان،[13] این امکان را فراهم میآورد که احتمال دهیم، تبریز در سدههای هفتم تا چهارم پیش از میلاد موجود بوده است.
برخی نظرات دربارهی قدمت شهر تبریز ابراز شده است. نادرمیرزا مینویسد که تبریز بیش از سدهی هشتم جایی آباد بوده و حصاری داشته است.[14] مینورسکی با اساس قرار دادن واژهی «داورژ» این شهر را به دورهی پارفیا و حتی پیش از ساسانیان منسوب میداند.[15] احمد کسروی تبریز را در فهرست قدیمیترین شهرها آورده است.[16] جمال الدین فقیه دانشمند ایرانی معاصر اشاره میکند که تبریز حتی میتواند از قدیمیترین و نامدارترین شهرهای مادها به شمار آید.[17]
نظر دانشمندانی که نامشان در بالا آمد، به استثنای جکسون بی اساس بوده و مبتنی بر مدرک و دلیلی نیست. آنچنان که معلوم است هیچ شهری به یکباره پدید نمیآید. شرایط اقتصادی و اجتماعی معینی برای پیدایش آن لازم نیست. شهرها با پیدایش طبقات و دولت به وجود میآیند. از سوی دیگر از قدیم شهرها در جاهایی مساعد برای دفاع در برابر دشمن ساخته شدند. فردریک انگلس مینویسد: «شهر جایی است که حصارهای سنگی، کنگرهها، خانههای آجری یا سنگی طایفه یا اتحادی از طایفهها را در بر میگیرد. این ترقی بسیار بزرگ هنر ساختمان را میرساند. ولی هم زمان علامتی از افزایش خواستههای دفاعی و خطر است. ثروت به سرعت افزایش مییافت ولی مانند ثروت شخصهای دیگر...» [18]
سخنان انگلس میتواند به تبریز نیز مربوط باشد. در سدهی هشتم قبل از میلاد، قلعهای با دو لایه استحکامی وجود داشته است.[19] اطراف قلعه را خندقهایی پر از آب احاطه میکرد. دیوارهای دفاعی از قدیم یک علامت تمایز شهر از روستا بوده است. شهرهای قدیم همراه با داشتن نقش (اقرار)، نقش تجارت و هنری نیز دارا بودهاند. همچنان که در کتیبهی سارگن دوم دیده میشود، در آنجا (تبریز) انبار غله، گلهی اسب و ارزاق مختلف وجود داشت. مساحت شهر آنقدر بزرگ شده بود که اهالی اطراف آن نیز به همراه حملهی سارگن در آنجا گرد آمده بودند. تمامی این دلایل ثابت میکند که تبریز در سدهی هشتم پیش از میلاد شهری بزرگ بوده است. گفتنی است که در دورهی مورد بحث، تبریز شهری در قلمرو دولت ماننا بود.
به طور کلی تشکیل شهرها در آذربایجان به اواسط هزارهی دوم پیش از میلاد باز میگردد. از کتیبهی سارگن دوم مشخص میشود که شهرهایی همچون ایزیرتو، اوشکایا (اسکوی کنونی)، آنیاشتانیا، اولخو و... در اراضی ماننا موجود بوده است.[20]
شهر تارویی- تارماکیس (تبریز) در حوزهی آجی چای، جنوب کوه سرخاب، شمال سهند و شرق دریاچهی ارومیه به میدان جنگ تبدیل شده بود. پیش از شرح کتیبهی سارگن دوم، موقعیت جغرافیایی تبریز را در این دوره به صورت مختصر مرور میکنیم. به هنگام تشکیل دولت ماننا سه نیم ناحیه در حوزهی دریاچهی اورمیه موجود بود. یکی از آنها «قیلزان» در سواحل غرب دریاچه بود. دومی ناحیهی جنوب دریاچه با مرکزیت زاموا بود. همین ناحیه اساس حیات اقتصادی ماننا را در خود داشت. سومین ناحیه در شرق دریاچهی اورمیه قرار داشت. کوه سهند این ناحیه را به دو قسمت تقسیم میکرد. جنوب سهند «اویشدیش» (تقریباً غرب مراغه) در قلمرو ماننا بود. قسمتی که شامل تبریز کنونی بود یعنی منطقهی آجی چای، به صورت مستقل محل زندگی طایفهی دامی بود. این قسمت به نسبت دو ناحیهی دیگر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفت کرده بود. در اینجا باغداری و صیفی کاری به صورت گسترده وجود داشت.[21]
در آن اراضی که دولت اورارتو اشغال کرده بود، کانالها کشیده شدند. آشوریان مانع این کار بودند. در سدهی هشتم پیش از میلاد، دولت ماننا تابع اورارتو و آشور نبوده و خود به صورت مستقل عمل میکرد.[22] در دورهی حاکمیت ایرانزو، شهر ایزیرتو یا ایزیرتا به عنوان پایتخت ماننا از نظر اقتصادی و نظامی مرکزیت داشت. ولی کشمکشهای داخلی پس از مرگ ایرانزو به سستی و ضعف آن انجامید. سارگن دوم با استفاده از فرصت به ماننا لشکر کشید. در کتیبهای که نبردهای سارگن دوم را به زبان آشوری در سال 714 پیش از میلاد به تصویر کشیده، نام 21 شهر آمده است.[23]
سارگن دوم در هفتمین سال پادشاهیاش (سال 717 پ. م) به قلمرو ماننا داخل میشود. او پس از تصرف اوشکایا به قلعهی استحکام یافتهی تارویی- تارماکیس میرسد. این قلعه که در منطقهی باری قرار داشت، بسیار استوار بود. از کتیبهی سارگن پیداست که دالیها در شهر میزیستند.[24] سارگن دوم به اوشکایا در مرز اورارتو میرسد. او پس از تصرف اوشکایا و آنیاشتانیا، قلعههای تارویی-تارماکیس را در محل تبریز کنونی یا کمی آن طرفتر اشغال میکند. سارگن در کتیبه چنین میگوید: «دیوارهای دژ تارماکیس دو لایه بود. در اینجا خندقی به اندازهی فرات است و اطراف را جنگلهایی پر پشت احاطه کردهاند. بناهای زیبایی در شهر وجود دارند.»
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
الفبای ترکی واهمیت آن
یکشنبه 13 تیر 1389 08:12 ب.ظ
ارسال شده در: زبان و فرهنگ ، اجتماعی و... ، مقالات ،
الفبای ترکی
در جدول زیر شما میتوانید حروف ترکی را ببینید.ضمنا برای تایپ کردن این حروف در کامپیوتر باید زبان تایپ را بر روی Azeri Latin بگذارید
A a : آ
B b : ب
C c : ج
Ç ç : چ
D d : د
E e: کسره
Ə ə : فتحه
F f : ف
G g : گ
Ğ ğ : غ
H h : ح
İ i : ای
I ı : إ
J j : ژ
K k : ک
L l : ل
M m : م
N n : ن
O o : ضمه
Ö ö : ضمه
P p : پ
Q q : ق
R r : ر
S s : س
Ş ş : ش
T t : ت
U u : او
Ü ü : او
V v : و
X x : خ
Y y : ی
Z z : ز
توضیح : در زبان ترکی هر حرف فقط یک صدا دارد.و حروفی همچون (س-ث-ص) و یا (ت-ط) و یا(ح-ه) و یا(ظ-ز-ذ-ض) به یک شکل نوشته و به یک شکل خوانده میشوند.
توضیح : تعداد سه حرف صدادار اضافی نسبت به زبان فارسی که معادل آنها در جدول به دلیل عدم وجود آنها در زبان فارسی و امکانات تایپ در صفحه وب به یک شکل نوشته شده اند شکل ترکی این حروفند.این سه حرف عبارتند از:
Ü Örnək : Üzüm
Ö Örnək : Ölum
I Örnək : Ildırım
اورنک در زبان ترکی به معنای مثال هست.اولین مثال:انگور-دومی:مرگ-و سومی:رعدوبرق هست و اما حروف با صدا را در زبان ترکی میتوانید در جدول پایین ببینید.
A a
E e
Ə ə
İ i
I ı
O o
Ö ö
U u
Ü ü
برای تمرین متن زیر را بخوانید.
Səlam olsun sizlərə.əziz dostlar gəlin birlıxda çalışax ta öz ana dilimizi örgənax.çətin dəyir bir daha artıx çalışmax istiyir.əgər sizlərdə dilizin qədrini bilsəz bu çalışmağa hazır olarsız.sağolun
جایگاه زبان ترکی و بررسی آن در مقایسه با سایر زبانها
کلیه اطلاعات زیراز موسسه ائی. ام. تی و آ. ام. تی که در اروپا و آمریکا واقع شده و تحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شود، گرفته شده است و همه ساله گزارشهای زیادی را درباره زبانها منتشر می کنند و کلیه استانداردهای زبان شناسی از این ادارات که دولتی هستند،اعلام می شود. به اطلاعات استخراجی از این موسسات توجه کنید.
- 19% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است.
- 92% کلمات فارسی از عربی و ترکی گرفته شده و مابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند.
- 2% کلمات ترکی از ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
- در هیچ یک از زبانهای بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
- 39% کلمات ایتالیایی، 17% کلمات آلمانی و 9% کلمات فرانسوی از زبان ترکی گرفته شده است.
- 100% کلمات ترکی ریشه ی اصلی دارند.
- 100% کلمات انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی و ترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند.
- 83% کلمات انگلیسی ریشه اصلی دارند.
- جملات ترکی 2% ابهام جمله ای ایجاد می کنند. یعنی اگر یک خارجی زبان ترکی را از روی کتاب یاد بگیرد، پس از ورود به یک کشور ترک زبان مشکلی نخواهد داشت.
- جملات انگلیسی نیم درصد و جملات فرانسوی تقریبا 1% ابهام تولید می کنند.
- جملات فارسی 67% ابهام تولید می کنند. یعنی یک خارجی که فارسی را یاد گرفته، به سختی می تواند در ایران صحبت کرده و یا جملات فارسی را درک کند مگر آنکه مدت زیادی در همان جامعه مانده و به صورت تجربی یاد بگیرد که این برای یک زبان ضعف نسبتا بزرگی است.
- جملات عربی 8 تا 9% ابهام تولید می کنند.
- معکوس پذیری(ترجمه ی کامپیوتری) کلیه زبانها به جز زبانهای عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی 45% و برای فارسی 100% است. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.
زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده است. خانم "نیکیتا هایدن" متخصص و زبان شناس مشهور آلمانی در موسسه ی اروپایی ((یوروتوم)) گفته است: " انسان در آن زمان قادر به تولید این زبان نبوده و موجودات فضایی این زبان را خلق کرده و یا خداوند به پیامبران خود عالیترین کلام ارتباطی را داده است هم اینک زبان ترکی در بیشتر پروژه های بین المللی جا باز کرده است. به مطالب زیر که برگرفته از مجله ی New science چاپ آمریکا و مجله ی International Languages چاپ آلمان است، توجه نمایید.
- کلیه ماهواره های هواشناسی و نظامی اطلاعات خود را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ترکی به پایگاههای زمینی ارسال می کنند.
- پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری os2/8 و معمولی ترین ویندوز زبان ترکی را به عنوان استاندارد پایه فنوتیکی قرار داده اند .
- کلیه اطلاعات ارسالی از رادارهای جهان به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی علایم پخش می کنند .
- کلیه سیسستم های ایونیکی و الکترونیکی هواپیماهای تجاری از سال 1996 به 3 زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی در کارخانه ی بوئینگ آمریکا مجهز می شوند.
- کلیه سیستم ها و سامانه های جنگنده ی قرن 21 "جی- اس- اف" که به تعداد هفت هزار فروند در حال تولید است، به 2 زبان انگلیسی و ترکی طراحی شده اند.
همه این مطالب نشان دهنده ی استاندارد بودن و بین المللی شدن و اهمیت ژئوپولیتیکی زبان ترکی است. متاسفانه زبان رسمی ما (فارسی) از هیچ قاعده فنولوجیکال نیز پیروی نمی کند و دارای ساختار تک دینامیکی است. اما زبان ترکی با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومین زبان زنده ی دنیا شناخته شده است، طی یک دستورالعمل اجرایی در تاریخ مه 1992 رسما از طریق همین مؤسسات به سازمان بین المللی یونسکو اعلام شده که زبان ترکی در کلیه دانشگاهها و دبیرستانهای اروپا و آمریکا جزء درسهای رسمی شود و این مسئله هم اکنون در کلیه دانشگاههای اروپا و دانشگاههای مطرح آمریکا اجرا شده و دومین زبانی است که در حال تهیه تافل مهندسی دانشگاهی برای آن هستند. اما زبان فارسی رتبه 261 را به خود اختصاص داده است آن هم نه به عنوان زبان، بلکه به عنوان لهجه که این زبان را با ساختاری که بتوان جمله سازی مفهومی ایجاد کند، شناخته اند و و اگر روی این مسئله کار جدی نشود، در یادگیری مثلا زبان انگلیسی، ترکی یا فرانسوی مشکل عمده ای ایجاد کرده و می کند و می بینیم که فارسی زبانان برای یادگیری زبان انگلیسی با مشکل عمده ای مواجه هستند، ولی ترک زبانان با مشکل یادگیری و تلفظ مواجه نیستند. این مسئله به رفتارهای مغز انسان برمی گردد که خود دارای بحثهای دامنه داری است و اینکه بسیاری از جملات فارسی بر اساس عادت شکل گرفته اند نه براساس فرمول ساخت و با این وضعیت فرمول پذیری آن امکان ندارد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
جمعیت ترکان ایران چقدر است؟
یکشنبه 13 تیر 1389 08:09 ب.ظ
براساس اطلاعات منبع زبان شناسیsil (1) ترکیب جمعیتی ایران در سال 1998 به صورت زیر بوده است:
جمعِت کل ایران بر اساس آمار دولتی 65758000
متکلمین زبان ترکی آذربایجانی 23500000
قشقایی ها (ترکی آذربایجانی) 1500000
متکلمین ترکی خراسانی (نزدیک به ترکی آذربایجانی) 400000
متکلمین زبان ترکی ترکمنی 200000
متکلمین زبان فارسی* 22000000
متکلمین زبان لری* 4280000
متکلمین زبان کردی و کرمانجی* 3450000
متکلمین زبان گیلکی* 3265000
متکلمین زبان مازندرانی* 3265000
متکلمین زبان عربی 1400000
متکلمین زبان بلوچی* 856000
متکلمین زبان تالشی و تاکستانی* 332000
متکلمین زبان ارمنی 170800
بقیه زبان ها 700000
متاسفانه تا کنون سرشماری رسمی و درستی برای تعیین ترکیب جمعیتی ایران صورت نگرفته و آمارهای موجود اکثراٌ مغرضانه و در جهت کم نشان دادن جمعیت ملت های غیرفارس در ایران بوده است. بر اساس این آمار بدون در نظرگرفتن ترکان ترکمنی 4/25 میلیون نفر (62/38% جمعیت ایران ) بوده و اکثریت نسبی این کشور را تشکیل می دهند که این رقم را تا 30 میلیون نفر نیز تخمین زده اند. جمعیت فارس زبان ها نیز 22 میلیون نفر می باشد. بر اساس این آمار جمعیت ترک های ایران حدود 27400000 نفر می باشد و کل متکلمین زبانهای خانواده ایرانی ( نه لهجه ها یا گویش های فارسی! که با علامت * مشخص شده است) 37500000 می باشد. پس ایران نه فقط سرزمین ملت فارس بلکه سرزمین ملت های مختلف ترک و کرد و عرب و فارس و بلوچ و ... است. لازم به ذکر است که حدود 8 میلیون ترک آذربایجانی در جمهوری آذربایجان، بیش از 500000 نفر در ترکیه و حدود یک میلیون نفر در عراق (عمدتا در شهر کرکوک و اطراف آن) زندگی میکنند.
ترکان آذربایجانی در شهر های مختلف ایران و بخصوص استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، تهران و مرکزی و بخشهایی از استان های گیلان، کردستان و کرمانشاهان زندگی میکنند. بخش عمده ملت ترک در جنوب ایران در استانهای فارس، اصفهان، بوشهر، کرمان، چهارمحال وبختیاری و استان های مجاور و عمده ملت های ترک، در شرق ایران در استان های خراسان شمالی و رضوی، گلستان و مازندران ساکن هستند. (23)
بد نیست بدانیم که کشور ایران از بابت جمعیت ترکها بعد از ترکیه در رتبه دوم قرار دارد و تهران نیز بعد از استانبول دومین شهریست که بیشترین جمعیت ترک را در خود جای داده است.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ترکان دنیا
یکشنبه 13 تیر 1389 08:04 ب.ظ
ارسال شده در: اجتماعی و... ، مقالات ، تاریخ فراموش شده؟؟؟؟ ،
ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتاً در کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، روسیه، چین، جمهوری آذربایجان، افغانستان، ایران، ترکیه و عراق و پراکنده در برخی کشورهای دیگر زندگی می کنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000 خانواده زبان های ترکی، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا و شاخه ترکی جنوبی ( شامل سه لهجه عمده: ترکی آناتولی، ترکی آذربایجانی و ترکی ترکمنی) زبان اقلاً 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیای میانه و شبه جزیره بالکان_اروپا بوده است(1). در همین سال زبان فارسی (سه لهجه عمده آن: فارسی(ایران)، دری (افغانستان)، و تاجیکی) زبان تقریباً 40میلیون نفر در خاورمیانه و آسیای میانه بوده است. در حال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی میباشد(5و23)..
خط زبان ترکی
در مورد خط ترکی باستان در سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون در 1400 سال پیش و ایسیک گؤل در 500 سال قبل از میلاد سخن رفت که به عقیده زبان شناسان خطوط ابداعی خود ترکان بوده و از هیچ خط دیگری اقتباس نشده است. ترکان با پذیرش دین اسلام خط عربی را جایگزین خط باستانی خود کردند (نظیر زبان فارسی که با الفبای عربی نوشته می شود). با بکار آوردن حکومت جمهوری در ترکیه، مردم این کشور الفبای لاتین را جایگزین خط عربی کردند. آذربایجانی های شمال آراز نیز ابتدا در محدوده سال های 1929-1939 بمدت ده سال زبان خود را به لاتین نوشتند سپس به دستور استالین، خط جمهوری های ترک زبان اتحاد شوروی (سابق) به کریل (سیریلیک) تبدیل شد. لاکن این جمهوری ها پس از استقلال دائمی خود در سال 1991 الفبای خود را دوباره به لاتین برگرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان ترکی و به دو الفبای عربی و لاتین از 1000 سال قبل بجای مانده است. بنا به دلایلی بسیار، الفبای لاتین از الفبای عربی سریعتر فراگرفته می شود و خواندن و نوشتن به آن راحت تر است. خصوصاً این خط برای ترکی که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر می باشد. خط لاتین ترکی آذربایجانی با چند حرف اضافه (ə،q،x) یعنی ( اَ، ق، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. متاسفانه در ایران استفاده از خط لاتین برای زبان ترکی به دلیل سیاسی محدود گشته است.
از دیگر خصوصیات زبان ترکی
• زبان ترکی از طرف زبان شناشان به عنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای بنام، زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است.
• زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد.
• حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند: یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و ...(9).
• چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند: آقا، خانم، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و ... (28).
بیان حقیقت مزایای زبان ترکی نسبت به فارسی بر اساس دلایل علمی دلیل بر برتری ملت ترک بر فارس نمی شود و چنین منظوری نیز در این نوشته مد نظر نیست، بلکه هدف افشای حقایقی است که هشتاد سال مغرضانه جهت تحقیر و نابودی ملت ما کتمان و تحریف شده است.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ارزش زبان تركی و همچنین ارزش زبان مادری از دیدگاه بزرگان
یکشنبه 13 تیر 1389 07:53 ب.ظ
ارسال شده در: مقالات ،

زبان تركی(زبان التصاقی) باستانی ترین و یكی از پرنفوذترین زبانهای دنیا می باشد و دارای ویژگی های منحصر به فردی است كه آن را از سایر زبانهای دنیا متما ی می كند . زبانهای التصاقی باستانی از حد تصورند و جمعیتی عظیم را درآسیا، آفریقا، اروپا، اقیانوسیه و آمریكا را تشكیل می دهند.التصاق زبانها (زبان تركی باستان) در اثر مهاجرتهای تاریخی در سایر نقا ط دنیا این زبان را منتشر نمودند و حتی با عبور از مشرق زمین به امریك ا رفته و تمدن بومی اصیل آمریكایی قبل از اروپائیان را بنیان گذاری نمودند كه غالبا از آنها به عنوان سرخ پوستان یاد می شود و به گفته ی محققین آمریكایی و اروپایی 80% نامهای مناطق آلاسكای كنونی تركی می باشد .
كتاب تاریخ زبانهای دیرین ایران
نوشته ی پرفسور زهتابی
به گفته ی زبان شناسان بزرگ جهان زبان تركی زبان اولین تمدن بشریت می باشد .اگر میخواهید بدانیدزبان اولین تمدن بشریت چه و چگونه بوده است اكنون به زبان تركی آذربایجانی بنگرید . دانشمند بزرگآلمانی ( هومنل)
ضرب المثل فرانسوی
زبان مادری با شیر مادر در جان شده و با مرگ از تن بیرون می رود و تحمیل زبان دیگر به كودكی كه تازه شروع به حرف زدن نموده جنایت محسوب می شود.
(نظریه ی جامعه شناسان)
(طبق دستورالعمل سازمان یونسكو:
كسی كه نتواند به زبان مادری خود بنویسد و بخواند بیسواد محسوب می شود.
اگر پدران و مادران معتقد باشند و بدانند زبان آنها مهم و ارزشمند است احتمالا این كه با زبان خود با بچه هایشان صحبت كنند بیشتر است.
( جورج برادون)
هر ملتی كه زبان خود را فراموش كند تاریخ خود را گم كرده است و عظمت خویش را از دست داده است و برای همیشه در بندگی و اسارت باقی خواهد ماند
(سید جمالدین اسدآبادی)
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ترکی وفارسی
یکشنبه 13 تیر 1389 07:53 ب.ظ
ارسال شده در: اجتماعی و... ، مقالات ،
برخی ازلغات ترکی که در فارسی به کار میرن
مجموعه ای از لغات بسیار مصطلح ترکی در فارسی که بسیاری از ترکی بودن ان نا آگاهند.
بیشتر این لغات جز مهمترین لغات مورد استفاده در فارسی می باشند و این خود نشان دهنده تمدن قدیم ترک در این دیار میباشدتمدن مانها واوراتورها و...قبل از ورود آرییایی ها به ایران وآذزبایجان.
تمامی لغات زیر از فرهنگ لغت عمید(دو جلدی) استخراج شده است.
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 15 تیر 1389 09:06 ق.ظ
حقایقی در مورد زبان ترکی
یکشنبه 13 تیر 1389 07:53 ب.ظ
ارسال شده در: زبان و فرهنگ ، مقالات ، اجتماعی و... ،

همان طوری که میدانید ما در کشوری زندگی می کنیم که با همه ادعاهایش با نام اسلام هنوز نتوانسته است که مساوات را در بین مردمان مختلف این کشور برقرار کند و همیشه تبعیض در این حکومت بوده وهست.و در این میان فارسی بعنوان یک زبان حاکم بر قومیتهای دیگر بوده و این زبان یا به قول سازمان یونسکو لهجه دست چندم و از رده خارج را به عرش رسانیده اند. ( سازمان یونسکو فارسی رابه عنوان لهجه 27 عربی معرفی کرده و تا به امروز فارسی را به عنوان یک زبان به رسمیت نشناخته است ) و زبانهای دیگر همچون ترکی را که قدمت و قدرت آن خیلی بیشتر و فراتر از فارسی هست را محکوم کرده اند و آموختن زبان مادری را که حق مسلم هر فردی در هر نقطه دنیا هست را از ما دریغ کرده اند.و ما هم اکنون به زبان ترکی حرف میزنیم و به فارسی مینویسیم.و این یعنی فاجعه و مرگ تدریجی زبان و فرهنگ ما.ما متعلق به ملت بزرگی هستیم که به آن ملت ترک میگویند،و تا زمانی به ما ترک خواهند گفت که به زبان ترکی حرف بزنیم.و مسلما به فرد ترکی که فارسی حرف بزند،ترک نخواهند گفت.شوونیسم فارس همیشه با نسبت دادن القاب زشت به قومیتهای دیگر کوشیده است تا ما هویتمان را رد کرده و فرهنگ و زبانمان را عوض کنیم.و فارس بودن را افتخار بزرگی بدانیم،که در این راه نیز تا حدی موفق بوده اند.ولی اگر ما خودمان،فرهنگمان،و ملیتمان را بشناسیم آنموقع به خودمان و زبانمان افتخار خواهیم کرد.چون زبان ما زبانی هست که قدمت آن خیلی بیشتر از فارسی بوده و یک زبان اصیل است و نه یک زبانی که از یک زبان دیگر منشا گرفته باشد.زبان ما ناب بوده و زیر مجموعه هیچ زبانی نیست.و فرهنگ ما هم خیلی فراتر از دیگر فرهنگهاست.و قدمت ما هم بسیار دور است.و خاکی که ما درآنیم هزاران سال پیش از میلاد مسیح نیز مال ما بوده و هست و خواهد بود.پس بر ما واجب است که زبانمان را یاد گرفته و بر آن قدر نهیم.و نگذاریم فرزندانمان هم مثل ما بیسواد بمانند.آری بیسواد.کسی که نتواند به زبان مادریش بنویسد و بخواند بیسواد است.و زبان بیگانه به درد خودش می خورد.
برای اینکه فرق زبان و فرهنگمان را با فارسی مقایسه کنم به این دو جمله اکتفا میکنم که،یک:تعداد افعال در زبان ترکی در حدود بیست و چهارهزار و در فارسی پنج هزار عدد میباشد.و دوم:اگر به کلماتی مثل قاشق،بشقاب،قابلمه، توجه کنید حتما در میابید که زمانی که فارسها با ناخنهایشان غذا میخوردند.ترکها از این وسایل استفاده مینمودند و با توجه به ترکی بودن این لغات در می یابیم که این وسایل از ترکها به فارسها رسیده است.و اگر امروز آنها به ما القابی را نسبت میدهند.اگر در باره ما و خودشان مطالعه کنند درمی یابند که خودشانند نه ما.پس بیایید به ترک بودنمان افتخار کنیم.
و اما از این حرفها که بگذریم.من در این صفحه سعی خواهم کرد که تا حد مقدور شما را با زبان ترکی آشنا کنم.و لااقل آنهایی که نمیتوانند به این زبان بنویسند و بخوانند،بتوانند.
مقدمه : زبان ترکی در رده گروهبندی زبانها جزو دسته اورال آلتاییک بوده و از زبانهای التصاقی یا پسوندی است.یعنی با اضافه شدن یک پسوند به یک کلمه کلمه جدیدی به وجود می آید. وپیشوند و میانوند در این زبان به ندرت دیده میشود.و در این زبان همه افعال با قاعده بوده و فقط یک فعل بی قاعده وجود دارد ( فعل ایمک به معنی بودن ) که آنهم در ترکی امروزی کاربرد ندارد .یعنی اینکه ریشه فعل ثابت بوده و در زمانهای مختلف ریشه تغییر نمی کند.این زبان در بین ترکهای دیگر کشورها همچون ترکیه و آذربایجان با حروف لاتین نوشته میشود.و در ایران هم هم باحروف لاتین و هم با حروف عربی قابل نگارش هست.ولی در اصل این زبان با حروف لاتین نوشته میشود.و تعداد حروف در این زبان، زبان ترکی آذربایجانی سی و دو عدد میباشد.که نه تا از آنها حروف با صدا و بقیه بی صدا میباشند.در زبان ما سه حرف باصدا بیشتر از فارسی بوده و این صداها در زبانهایی همچون آلمانی و فرانسوی هم موجود میباشند.و اما فارسی در گروهبندی زبانها در دسته اروپایی-هندی قرار دارد.و می بینیم که زبان ترکی و فارسی کاملا از هم متمایز بوده.و بعضی ها که ادعا دارند زبان ترکی ما از زبان فارسی یا همان لهجه فارسی نشات گرفته خیلی ..... می کنند!!!!!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
تبلیغات 