<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>azerbaycan gencleri</title>
    <subtitle>ترك ها و ایران
مسائلی که ذهن ما را مشغول می کند!
شاید برای بعضی این سئوال پیش آمده باشد که حضور ما ترکها در ایران از کجا نشأت می گیرد و تاریخ پیشینه ما چیست؟ زبان ترکی چگونه زبانی است که اکثر ما قادر به خواندن و نوشتن آن نیستیم؟ در ایران جمعیت ترکها چقدر است؟ چرا اجازه نداریم در مدارس به زبان ترکی تحصیل کرده و حتی صحبت کنیم؟ چرا برای ما جوک می سازند و ما را تحقیر میکنند؟
متاسفانه بعضی از ما به این مسائل توجه نداریم و برای این مسائل به دنبال پاسخ نیستیم. حتی بدتر اینکه بعضی از ما از ترک بودن خود شرمنده ایم و به نحوی قصد انکار آن را داریم! به جای یاد دادن زبان یا احساس و عاطفه مادری به فرزند خردسال خود، به او زبان رسمی و خشک فارسی را می آموزیم! هنگام فارسی صحبت کردن سعی داریم لهجه خود را پنهان کنیم! به جای ترک، خود را آذری می نامیم! اینها مسائلی هستند که ذهن مارا اشغال می کنند و هنگامی که موفق می شویم به جواب این سؤالات نزدیک شده و هویت خود را بشناسیم، اگر کنجکاو باشیم از خود میپرسیم که حقوق ما چیست؟ چرا حقوق ما ضایع شده است؟ و چگونه می توانیم حقوق از دست رفته خود را پس بگیریم؟ در این چند صفحه بصورت خیلی خلاصه قصد جواب دادن به این مسائل را داریم. مطالب مورد بحث در این نوشته عمدتاٌ مسائل مربوط به ملت ترک آذربایجان است. </subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-21T22:44:48+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>متن سخنرانی خانم فاخته زمانی در پارلمان ایتالیا در خصوص جنبش های دموکراتیک در ایران</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/59"/>
        <published>2010-07-09T03:38:09+01:00</published>
        <updated>2010-07-09T03:38:09+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/59</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>
 کنفرانس کلید گفتگو و همکاری 
جنبشهای دموکراتیک در ایران
روزهای ۲۹ و ۳۰ ژوئن ۲۰۱۰ ٬ شهر رم و پارلمان ایتالیا میزبان شرکت 
کنندگان کنفرانس دو روزه «کلید گفتگو و همکاری جنبشهای دموکراتیک در ایران»
 بود که توسط سازمان ملتهای بدون نماینده (یو ان پی او) با همکاری حزب 
رادیکال ضد خشونت ایتالیا ترتیب داده شده بود. این همایش دو روزه٬ 
سناتورها٬ نمایندگان پارلمان ایتالیا و نمایندگانی 

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/59"><![CDATA[<table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%"><tbody><tr><td valign="top" width="20" height="129"><font size="3"><br></font></td>
<td valign="top" width="80%" height="129"><font size="3"> کنفرانس کلید گفتگو و همکاری 
جنبشهای دموکراتیک در ایران
</font><p><font size="3">روزهای ۲۹ و ۳۰ ژوئن ۲۰۱۰ ٬ شهر رم و پارلمان ایتالیا میزبان شرکت 
کنندگان کنفرانس دو روزه «کلید گفتگو و همکاری جنبشهای دموکراتیک در ایران»
 بود که توسط سازمان ملتهای بدون نماینده (یو ان پی او) با همکاری حزب 
رادیکال ضد خشونت ایتالیا ترتیب داده شده بود. این همایش دو روزه٬ 
سناتورها٬ نمایندگان پارلمان ایتالیا و نمایندگانی </font></p></td></tr></tbody></table>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>150 هكتار از دریاچه ارومیه شوره‌زار شد!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/58"/>
        <published>2010-07-09T03:37:36+01:00</published>
        <updated>2010-07-09T03:37:36+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/58</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>


در
 حالی كه كارشناسان و مسؤولان پیشتر نسبت به بحرانی شدن وضعیت دریاچه 
ارومیه هشدار داده بودند، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط
 زیست از تبدیل شدن 150 هکتار از اراضی حاشیه‌ای این دریاچه به شوره‌زار 
خبرداد. 



</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/58"><![CDATA[
<h3 dir="rtl"><font color="#ff0000" face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><br></font></h3>

<p dir="rtl"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="3"><strong>در
 حالی كه كارشناسان و مسؤولان پیشتر نسبت به بحرانی شدن وضعیت دریاچه 
ارومیه هشدار داده بودند، معاون محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط
 زیست از تبدیل شدن 150 هکتار از اراضی حاشیه‌ای این دریاچه به شوره‌زار 
خبرداد. </strong></font></p>



]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>حرکات آزادیخواهی آذربایجان</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/56"/>
        <published>2010-07-07T11:15:24+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:15:24+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/56</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>



در طول تاریخ آذربایجان مهد حرکات روشنفکری و
 آزادیخواهی بوده است، در اعصار گذشته 
قیام بابک خرمدین در آذربایجان مهمترین قیام آذربایجانی ها علیه اشغالگران 
سرزمین 
خویش بود که با خیانت های افشین - سردار خودفروش ایرانی- با شکست مواجه شد.
 هم 
اکنون نیز بعد از 1200 سال، این قیام به عنوان سمبل حرکت مدرن آزادیخواهی 
مردم 
آذربایجان انتخاب شده است و همه ساله دهها هزار نفر از مردم آزادیخواه 
آذربایجان در 
روز تولد این قهرمان ملی در هفته دوم تیرماه با وجود محدودیت های پلیسی و 
مشقت ها</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/56"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">در طول تاریخ آذربایجان مهد حرکات روشنفکری و
 آزادیخواهی بوده است، در اعصار گذشته 
قیام بابک خرمدین در آذربایجان مهمترین قیام آذربایجانی ها علیه اشغالگران 
سرزمین 
خویش بود که با خیانت های افشین - سردار خودفروش ایرانی- با شکست مواجه شد.
 هم 
اکنون نیز بعد از 1200 سال، این قیام به عنوان سمبل حرکت مدرن آزادیخواهی 
مردم 
آذربایجان انتخاب شده است و همه ساله دهها هزار نفر از مردم آزادیخواه 
آذربایجان در 
روز تولد این قهرمان ملی در هفته دوم تیرماه با وجود محدودیت های پلیسی و 
مشقت های 
فراوان در قلعه باقی مانده از او بر فراز کوه های قاراداغ حاضر شده و 
خواسته های به 
حق خود را به گوش جهانیان میرسانند.</font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">از حرکات معاصر آذربایجان می توان به انقلاب 
با شکوه مشروطه اشاره کرد که حرکتی 
بسیار مترقی در آن زمان محسوب می شد. ارمغان آن نیز اولین قانون اساسی 
مشروطه ایران 
بود یکی از اصول آن انجمن های ایالتی و ولایتی در کنار مجلس شورا می باشد. 
طبق این 
اصل مترقی هر ایالتی مجلسی را بر می گزیند که علاوه بر اداره امور محلی هر 
ایالت 
قدرت کنترل حکومت مرکزی را نیز داشت تا بدینگونه قدرت استبداد مهارتر شود. 
ستارخان 
قهرمان آذربایجانی این انقلاب ، توسط غیر آذربایجانی هایی مقیم مرکز (ارمنی
 ها و 
بختیاری ها) که انقلاب را به نفع خود مصادره کرده بودند در پارک اتابک 
تهران محاصره 
و شهید شد.</font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">شیخ محمد خیابانی از مبارزین و مدافعین 
انقلاب مشروطه، مؤسس فرقه دموکرات (اول) و 
مدیر روزنامه تجدد در تبریز بود. او با تأسیس فرقه دموکرات و دولت ملی 
آزادیستان 
(1920) در آذربایجان انقلابی فکری و سیاسی را در آذربایجان رهبری می کرد. 
او که 
آرمان های انقلاب مشروطه را در ایران شکست خورده و مجلس شورا و انجمن های 
ایالتی را 
تعطیل شده می دید و از طرفی نیز شاهد فروش ایران به بیگانگان توسط دولت 
مردانی چون 
وثوق الدوله (غیر آذربایجانی) بود، به امید نجات کل ایران حرکت آزادیخواهی 
خود را 
از آذربایجان شروع کرد. او در مدت شش ماه حکومت ملی علاوه بر احیای انجمن 
های 
ایالتی و ولایتی، تحولات فرهنگی و اجتماعی بسیاری را در آذربایجان آغاز 
نمود. افسوس 
که دولت مرکزی تاب و توان دیدن آزادی و سربلندی ملت آذربایجان را نداشت. 
روحانی 
روشنفکر آذربایجانی با کودتای خونین مخبرالسلطنه وکیل تهران کشته می شود و 
جسد مثله 
شده او را به خدمت وی می برند.</font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">با سرکار آمدن رضا شاه بعد از کودتای 1299 
ه.ش (1920 میلادی)، ارتشی بیسوادی که از 
طرف انگلیس به سلطنت گمارده شد، حکومت مرکزی بر استبداد خود افزود و باقی 
مانده 
دستاوردهای انقلاب مشروطه نیز تعطیل گشت. در طول 20 سال حکومت وی تا 1940 
که قوای 
ایران توسط متفقین اشغال شد آذربایجانی ها علاوه بر ظلم معمول حکومت مرکزی 
باید ظلم 
مضاعف ناشی از تبعیضات قومی و ملی را نیز تحمل می کردند که شرح آنها قبلاً 
نوشته 
شد. در محدوده 1320 تا 1324 در اثنای اشغال ایران توسط متفقین و ضعف حکومت 
مرکزی 
ایران، نشریات و حرکات روشنفکری آذربایجانی فرصت اندکی یافتند نفسی تازه 
کنند. 
بالاخره در سال 1324 حرکت آزادیخواهی ملت آذربایجان که از ظلم رژیم رضاخانی
 جانشان 
به لب رسیده بود، از زیر خاکسترها بار دیگر بیرون آمد و حکومت یکساله ملی 
در 
آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری در آذربایجان برقرار شد. این حکومت 
خود مختار 
از 21 آذر 1324 تا 21 آذر 1325 در آذربایجان حاکم بود و بالاخره با توطئه 
حکومت 
مرکزی به گونه ای وحشیانه سرکوب گشت. به خاطره اهمیت تاریخی این دوران در 
مبحث بعدی 
اندکی بیشتر این دوران را مرور خواهیم کرد.</font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">با اشغال آذربایجان توسط قوای محمدرضاشاه و 
تثبیت اقتدار وی با کودتای 1332 این شاه 
جوان ستم های پدرش به آذربایجان و دیگر ملت های غیرفارس را با شدت بیشتری 
ادامه 
داد. فشار و خفقان ملی بیشتر شد و هر کسی صحبت از زبان مادری ترکی می کرد 
به اتهام 
داشتن مرام کمونیسم تحت تعقیب و شکنجه قرار می گرفت. از چاپ هر گونه کتاب و
 اثر 
ترکی جلوگیری می شد و حتی در شهرهای مرزی آذربایجان، پخش موسیقی و ترانه 
ترکی هم 
ممنوع بود. این فشار های مضاعف برملت ترک آذربایجان، بعد از گذشت 32 سال، 
آذربایجان 
را به یکی از کانون های فعال انقلابی دیگر علیه ظلم و جور دیکتاتورهای 
تهران مبدل 
ساخت. مردم آذربایجان همگام با دیگر ملت های ایرانی برای پایان دادن به ظلم
 و جور 
57 سال حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی در قالب انفلاب اسلامی قیام کردند. </font></p>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>اورارتوها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/50"/>
        <published>2010-07-07T11:08:39+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:08:39+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/50</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>
&amp;nbsp;
منابع آشوری نشانگر آن است كه نطفه دولت اورارتو در ابتدا در اوایل سده ی 
12 قبل از میلاد در مناطق شرقی كوه آغری ( آرارات)٬ در اطراف دریاچه گویچه (
 سئوان ) در ارمنستان كنونی بسته شد. این دولت به همت قبایل اورارت شكل 
گرفته و بعدها با اتحاد اقوام هوری و سایبر دولت مقتدر اورارتو تشكیل شد. 
پایتخت آنها در ابتدا شهر آرزاسكون بود ولی بعدها ساردوی اول آن را به شهر 
هوری و آرمن نشین توشپا در كنار دریاچه وان انتقال داد.



</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/50"><![CDATA[<font size="3"><br><br>
&nbsp;<br><br>
منابع آشوری نشانگر آن است كه نطفه دولت اورارتو در ابتدا در اوایل سده ی 
12 قبل از میلاد در مناطق شرقی كوه آغری ( آرارات)٬ در اطراف دریاچه گویچه (
 سئوان ) در ارمنستان كنونی بسته شد. این دولت به همت قبایل اورارت شكل 
گرفته و بعدها با اتحاد اقوام هوری و سایبر دولت مقتدر اورارتو تشكیل شد. 
پایتخت آنها در ابتدا شهر آرزاسكون بود ولی بعدها ساردوی اول آن را به شهر 
هوری و آرمن نشین توشپا در كنار دریاچه وان انتقال داد.</font>



]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>قوتتی ها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/51"/>
        <published>2010-07-07T11:08:26+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:08:26+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/51</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>
  
&amp;nbsp;
  
قوتتی ها همزمان با لولوبی ها در شمال و شمال شرق آنها یعنی در قسمت اعظم 
آذربایجان و شرق كردستان كنونی (كردستان بخشی از آذربایجان باستانی بود) 
زندگی میكردند. بنا به اسناد اككدی نارام سوئن نوه سارگون در اواخر عمرش 
بعد از شكست دادن لولوبی ها به قوتتی ها حمله كرد ولی ائنریدا وازیر 
Enridavazir شاه قوتتی ها شكست سختی به او داد و نارام سوئن در آن جنگ كشته
 شد. بعد از این پیروزی ائنریدا وازیر Enridavazir به اككد حمله كرد ( در 
سال 2201 ق م ). یاكوبسون Jakobsson سومر شناس دانما</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/51"><![CDATA[<font size="3"><br>
  <br>
&nbsp;<br>
  <br>
قوتتی ها همزمان با لولوبی ها در شمال و شمال شرق آنها یعنی در قسمت اعظم 
آذربایجان و شرق كردستان كنونی (كردستان بخشی از آذربایجان باستانی بود) 
زندگی میكردند. بنا به اسناد اككدی نارام سوئن نوه سارگون در اواخر عمرش 
بعد از شكست دادن لولوبی ها به قوتتی ها حمله كرد ولی ائنریدا وازیر 
Enridavazir شاه قوتتی ها شكست سختی به او داد و نارام سوئن در آن جنگ كشته
 شد. بعد از این پیروزی ائنریدا وازیر Enridavazir به اككد حمله كرد ( در 
سال 2201 ق م ). یاكوبسون Jakobsson سومر شناس دانماركی در این باره 
مینویسد: ائنریدا وزیر شاه قوتتی ها به بین النهرین لشكرکشی كرده و نیپور 
شهر مقدس سومریان را گرفت و كاتبان انجا را مجبور به نوشتن كتیبه ای برای 
خودش كرد ( منبع 1 ). جنگ بین قوتتی ها و اككد-سومر بیش از 20 سال طول كشید
 و با پیروزی كامل ائلولومئش شاه قوتتی ها در سال 2176 ق م همه بین النهرین
 تحت حاكمیت قوتتی ها در امد. قوتتی ها توانستند 91 سال بر بین النهرین 
حكومت كنند. حاكمیت قوتتی ها در اككد-سومر 91 سال طول كشید و در آن مدت 
قوتتی ها توانستند آرامش و امنیت را در انجا حاكم كرده و جو مساعدتری را 
برای رشد و ترقی علم و هنر در بین النهرین ایجاد كردند ( منبع 1 ).</font>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>شروع تحقیرها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/48"/>
        <published>2010-07-07T11:07:59+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:07:59+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/48</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>




مقارن با سرکار آمدن رژیم 
نژادپرست پهلوی نوشته زیر در روزنامه سلامت چاپ گیلان درج 
می گردد: « مقصد از خلع احمدشاه، نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود،
 نه، نه، 
نعوذبالله، بلکه تعویض طایفه قلدرآسای قاجاریان ترکی به سلاله طاهره نجیب 
پهلوی 
فارسی بود.»( منبع 31 ). 
تحقیرها در این دوره شروع می شود. مستوفی – استاندار دست نشانده حکومت 
پهلوی در 
آذربایجان- از سرشماری در آذربایجان به خرشماری تعبیر می کرد و با جمله 
معروف خود، 
اندیشه تبعیض گرایانه سیستم نژادپرست پهلوی نسبت ب</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/48"><![CDATA[
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">مقارن با سرکار آمدن رژیم 
نژادپرست پهلوی نوشته زیر در روزنامه سلامت چاپ گیلان درج 
می گردد: « مقصد از خلع احمدشاه، نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود،
 نه، نه، 
نعوذبالله، بلکه تعویض طایفه قلدرآسای قاجاریان ترکی به سلاله طاهره نجیب 
پهلوی 
فارسی بود.»( منبع 31 ). <br>
تحقیرها در این دوره شروع می شود. مستوفی – استاندار دست نشانده حکومت 
پهلوی در 
آذربایجان- از سرشماری در آذربایجان به خرشماری تعبیر می کرد و با جمله 
معروف خود، 
اندیشه تبعیض گرایانه سیستم نژادپرست پهلوی نسبت به آذربایجانی ها را عیان 
می سازد: 
« آذربایجانی ها ترکند! یونجه خورده و مشروطیت گرفته اند، حالا نیز کاه می 
خورند و 
ایران را آباد می سازند». محمودافشار – تئوریسین مزدور دربار که هیچ حقی را
 برای 
ترکان کشور قائل نبود و حتی با 5 دفیفه آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاه
 ها 
مخالفت می کرد، پیشنهاد مدرسه های مادرانه در آذربایجان را مطرح می کند. 
جوادشیخ 
الاسلامی تئوریسین دیگر در تکمیل نظرات محمودافشار طرح جدا کردن اجباری 
نوزادان 
شیرخوار آذربایجانی و نگهداری آنها در شیرخوارگاههای مخصوص که تا هفت سالگی
 تماس با 
والدینشان نداشته و کلامی از آنها نشنوند تقدیم دیکتاتور زمان خود می کند (
 منابع 
14و20 ). محسنی رییس فرهنگ استان آذربایجان می گفت: « هرکس که ترکی حرف 
میزند، 
افسار الاغ به سر او بزنید و او را به آخور ببندید...»( منبع 40 ). ذوقی، 
رییس 
فرهنگی که بعد از محسنی به آذربایجان آمد، صندوق جریمه ترکی حرف زدن در 
دبستان ها 
گذاشت تا هر طفل دبستانی آذربایجان که جسارت ورزیده و ترکی صحبت کند، جریمه
 شود.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">تئوریسین ترک خودباخته- 
احمدکسروی- نیز در این زمان دست بکار میشود و تئوری ساختگی 
زبان آذری یا زبان باستانی آذربایجان را ارائه می کند و طبق آن، با کشف چند
 روستای 
غیرترک زبان در آذربایجان، مدعی می گردد زبان بومی آذزبایجان، آذری یا لهجه
 ای از 
فارسی بوده که در دوران مؤخر در اثر حمله ترکان و مغولان، زبان ترکی به 
آنها تحمیل 
شده است. این تئوری که به نقد آن خواهیم پرداخت بعدها دستاویز تئوریسین های
 مزدور 
دیگری شده است تا به آن شاخ و برگ دهند و زبان ترکی را زبان تحمیلی بنامند.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">همراستا با این سیاست، جوک 
سازی علیه ملت های غیرفارس و ملت ترک شدیدتر می گردد. 
اقدامی که اگرچه در عامه مردم با نیت خاصی انجام نمی پذیرد، ولی در پشت 
پرده حمایت 
می شود. اقدامی پلید که تا امروز نیز با ظهور دلقک هایی چون ماهی صفت (مستر
 بین) 
ادامه پیدا می کند.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
&nbsp;</p><br>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>شونیست ها چه ها کردند!</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/53"/>
        <published>2010-07-07T11:06:52+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:06:52+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/53</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>




شونیستها برای نابودی ملت 
های دیگر چه ها که نکردند؟!
• سوادآموزی به زبان های غیر فارسی ممنوع شد.
• حتی سخن گفتن به این زبان ها نیز در مواردی با محدودیت مواجه گشت.
• چاپ و نشر کتاب های غیر فارسی در رسانه های جمعی ممنوع شد.
• انواع تحقیرها و توهین ها علیه ملت های غیر فارس شروع شد.
• موسیقی ملت های غیر فارس با محدودیت های فراوان مواجه گشت.
• تاریخ ملت های مختلف تحریف شد و ترک و عرب را نیز اقوام مهاجم غیر ایرانی
 و عامل 
عقب ماندگی ایران معرفی کردند.
• با تئوری های مختلف سعی در ت</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/53"><![CDATA[
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">شونیستها برای نابودی ملت 
های دیگر چه ها که نکردند؟!<br>
• سوادآموزی به زبان های غیر فارسی ممنوع شد.<br>
• حتی سخن گفتن به این زبان ها نیز در مواردی با محدودیت مواجه گشت.<br>
• چاپ و نشر کتاب های غیر فارسی در رسانه های جمعی ممنوع شد.<br>
• انواع تحقیرها و توهین ها علیه ملت های غیر فارس شروع شد.<br>
• موسیقی ملت های غیر فارس با محدودیت های فراوان مواجه گشت.<br>
• تاریخ ملت های مختلف تحریف شد و ترک و عرب را نیز اقوام مهاجم غیر ایرانی
 و عامل 
عقب ماندگی ایران معرفی کردند.<br>
• با تئوری های مختلف سعی در تحقیر تاریخ و زبان این ملت ها برآمدند.<br>
• مبداء تاریخ را به زمان هخامنشیان تغییر دادند و تمدن های قبل و بعد از 
آن را 
کمرنگ تر و تحریف کردند.<br>
• اقدام به بزرگنمایی و جعل تاریخ تمدن پارس و آریایی کردند.<br>
• از لحاظ اقتصادی توجه به مناطق غیرفارس کمتر شد.<br>
• اقدام به تغییر اسامی شهرهای غیرفارس کردند.<br>
• اندیشه برتری قوم فارس را با برچسب های مختلف تجزیه طلبی و کمونیست بودن و
 جاسوس 
بیگانه بودن و غیره مورد انواع اذیت ها و تهدیدها قرار دادند.<br>
• با فرستادن مسئولین دولتی فارس به مناطق غیرفارس، سعی در کنترل این مناطق
 داشتند.<br>
• با فرستادن سپاهیان دانش فارس زبان به مناطق غیرفارس زبان و بالعکس، سعی 
در 
استحاله قومی داشتند.<br>
• مهاجرت های اجباری جهت تغییر بافت عمومی ایران را حمایت می کردند.<br>
• سعی در تغییر ترکیب بومی نیروهای نظامی هر منطقه داشتند.<br>
• به سرکوب های خونین مناطق مختلفی نظیر آذربایجان ترکمن صحرا، کردستان و 
خوزستان 
پرداختند.<br>
• انواع کتب و نوشته های ضدملت ها، نظیر شاهنامه را ترویج و تبلیغ کردند.<br>
• سعی در شناساندن کشور ایران بعنوان سرزمین پارس یا پرشیا بعنوان موطن 
فارس زبانان 
داشتند.<br>
• نامگذاری غیرفارسی بر روی کودکان را سخت و حتی غیرممکن می کردند.<br>
• با تقسیم بندی ها و نامگذاری های متفاوت مناطق غیرفارس نظیر آذربایجان ( 
به 
آذربایجان غربی و شرقی و زنجان و همدان و اراک و امروزه اردبیل و قزوین ) و
 عربستان 
( به خوزستان)، سعی در نابودی نام ملت های غیرفارس داشتند.<br>
• ملت های مختلف ایرانی غیرفارس را قوم، قبیله، عشیره، خرده فرهنگ و اقلیت 
نامیدند.<br>
• زبان های غیرفارسی را لهجه و گویش نامیدند.<br>
• به اختلاف داخلی بین اقوام دامن زدند.<br>
• ارتباط ملت های غیرفارس با همزبانان خود در ماورای مرزهای ایران را با 
انواع 
تهدیدها مواجه کردند.<br>
• آماری مخدوش از جمعیت ملت های غیرفارسی اعلام کردند.<br>
• و دهها ظلم و جنایت دیگر.</font></span></p>



]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>لولوبی ها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/54"/>
        <published>2010-07-07T11:02:55+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:02:55+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/54</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>



&amp;nbsp;


تاریخ دانان زیادی همچون، هنری فیلد، آرتور 
كسیت، 
چارلز بارنی و غیره سرزمین آذربایجان را مهد تمدن بشری و سرزمین ظهور انسان
 متفكر 
میدانند. این سرزمین پرآب و حاصلخیز از هزاران سال پیش مسكن انسانها بوده 
است و 
همواره مهاجرین جدید را نیز به خود جذب كرده است. در كاوشگری هایی كه در 
گنجه، 
نخجوان و آستارا انجام شده وسایل زیاد كشاورزی و ظروف سنگی از دوران سنگی 
به دست 
آمده است. آثار باستانی كه در&quot;قوبوستان&quot; در آذربایجان شمالی در نزدیكی باكو
 در 
سواحل خزر پیدا شده است</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/54"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="center">
<font color="#00ffff" face="Tahoma" size="5"><br></font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
&nbsp;</p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">تاریخ دانان زیادی همچون، هنری فیلد، آرتور 
كسیت، 
چارلز بارنی و غیره سرزمین آذربایجان را مهد تمدن بشری و سرزمین ظهور انسان
 متفكر 
میدانند. این سرزمین پرآب و حاصلخیز از هزاران سال پیش مسكن انسانها بوده 
است و 
همواره مهاجرین جدید را نیز به خود جذب كرده است. در كاوشگری هایی كه در 
گنجه، 
نخجوان و آستارا انجام شده وسایل زیاد كشاورزی و ظروف سنگی از دوران سنگی 
به دست 
آمده است. آثار باستانی كه در"قوبوستان" در آذربایجان شمالی در نزدیكی باكو
 در 
سواحل خزر پیدا شده است مربوط به 13000 سال قبل از میلاد میباشند.</font></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<font face="Tahoma" size="2">علاوه بر آثار 
تاریخی زیادی كه در
آنجا پیدا شده ( سلاح، لوحه های سنگی، وسایل زندگی و ... ) تكه سنگهای 
بزرگی نیز در 
آنجا وجود دارد كه اشكال مختلفی بر آنها حك شده است. این حكاكی ها عبارتند 
از اشكال 
حیوانات مختلف، رقص 
دسته جمعی، قایق و غیره و در نوع خود بی نظیر میباشد. خیلی از دانشمندان از
 جمله 
پروفسور Thor Heredal باستان شناس نروژی اشكال حك شده قایق و كشتی را در 
قوبوستان 
عین شكلهای 
سومری می باشند و ارتباط بین مردم ساكن آنجا ها را با هم ثابت كرده و شكل 
قایقها در 
قوبوستان را قدیمی ترین شكل پیدا شده قایق در دنیا میدانند ( منبع 1 ).</font></p>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>حکومت ملی آذربایجان و سرکوب حکومت ملی آذربایجان و کتاب سوزان</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/57"/>
        <published>2010-07-07T11:02:22+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:02:22+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/57</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/57"><![CDATA[<font color="#00ff00" face="Tahoma" size="2"><b><br></b></font>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>كاسسی ها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/49"/>
        <published>2010-07-07T11:00:25+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T11:00:25+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/49</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>
&amp;nbsp;
بر اساس آثار باقی مانده از كاسسی ها و تمدن های همزمان با آنها، كاسسی ها 
از حداقل 3000 سال قبل از میلاد در ولایت كنونی لرستان ساكن بوده و به شغل 
دامداری و پرورش اسب مشغول بودند. كاسسی ها در اوایل هزاره دوم قبل از 
میلاد موفق شدند دولت مقتدری را تشكیل دهند.


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/49"><![CDATA[<font size="3"><br>
&nbsp;<br><br>
بر اساس آثار باقی مانده از كاسسی ها و تمدن های همزمان با آنها، كاسسی ها 
از حداقل 3000 سال قبل از میلاد در ولایت كنونی لرستان ساكن بوده و به شغل 
دامداری و پرورش اسب مشغول بودند. كاسسی ها در اوایل هزاره دوم قبل از 
میلاد موفق شدند دولت مقتدری را تشكیل دهند.</font>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>شروع تحریف ها</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/47"/>
        <published>2010-07-07T10:59:16+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T10:59:16+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/47</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>




همانطور که نوشته شد، با 
ظهور نظریه پردازان وابسته ای چون کسروی و محمود افشار و 
شیخ الاسلامی و ... تحریف های تاریخی علیه اقوام غیرفارس و نظریه های 
نژادپرستانه 
به نفع طبقه حاکم و ملت فارس، شروع شد. آنها قصد داشتند و دارند چنین تلقین
 کنند که 
صاحبین اصلی ایران فقط ملت فارس است و ساکنین این منطقه از دیرباز از نژاد 
برتر 
پارس یا آریا بودند و برای توجیه وجود دیگر ملت ها در ایران یا زبان آنها 
را در حد 
گویش و لهجه فارسی تقلیل می دهند (مانند کردی و لری و بلوچی و حتی بعضاً 
خو</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/47"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>


<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">همانطور که نوشته شد، با 
ظهور نظریه پردازان وابسته ای چون کسروی و محمود افشار و 
شیخ الاسلامی و ... تحریف های تاریخی علیه اقوام غیرفارس و نظریه های 
نژادپرستانه 
به نفع طبقه حاکم و ملت فارس، شروع شد. آنها قصد داشتند و دارند چنین تلقین
 کنند که 
صاحبین اصلی ایران فقط ملت فارس است و ساکنین این منطقه از دیرباز از نژاد 
برتر 
پارس یا آریا بودند و برای توجیه وجود دیگر ملت ها در ایران یا زبان آنها 
را در حد 
گویش و لهجه فارسی تقلیل می دهند (مانند کردی و لری و بلوچی و حتی بعضاً 
خود ترکی!) 
و یا زبان هایی معرفی می کنند که در اثر حمله خارجیان به مردم منطقه که 
اصالتاً 
آریایی بودند به آنها تحمیل شده است (مانند زبان ترکی و عربی)!. تحریف های 
این دوره 
دو محور عمده داشت، بزرگنمایی تاریخ و فرهنگ و زبان ملت فارس و خردکردن 
هویت دیگر 
ملت های ساکن ایران. در راستای اولین محور تئوری ها و جعلیات باستان شناسان
 غربی که 
در حال کندوکاو تپه های باستانی ایران بودند، به داد تئوریسین های شونیست 
داخلی 
رسید. آنها قصد داشتند تاریخ ایران را محدود به دوران هخامنشی، ساسانی و 
اشکانی 
کرده و دوران تمدن های باشکوه ماقبل آن و دوران حکومت های ترک و اسلامی بعد
 از آن 
را کمرنگ تر جلوه دهند!. به گونه ای مشکوک کورش و داریوش را تقدیس و پرستش 
می 
کردند! سرمایه های هنگفت جهت بزرگنمایی این برهه از تاریخ ایران تحت نام 
جشن های 
2500 ساله صرف می شود و حتی مبداء تاریخ نیز به ابتدای حکومت هخامنشیان 
تغییر داده 
می شود! شروع به تبلیغ نژاد ساختگی آریا و منزه نشان دادن این نژاد که تا 
آن تاریخ 
برای ملت های ایرانی مجهول بود، کردند. از طرفی نیز ترک ستیزی و عرب ستیزی و
 اسلام 
ستیزی را در برنامه کار خود قرار دادند. اعراب و ترکان را دشمن ایران و 
ایرانی و 
نابودکننده تمدن ایران معرفی کردند و گاه زبان مهاجمین! ( منابع 22و26 ).</font></span></p>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>در طول تاریخ ملت ترک آذربایجان چه خدمت هایی برای ایران کرده اند؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/45"/>
        <published>2010-07-07T10:57:18+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T10:57:18+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/45</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>


آیا می دانید که آذربایجان 
زادگاه اولین چاپخانه، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین 
رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی، اولین شعر نو، اولین سینما، 
اولین 
نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی، نخستین دانشگاه پزشکی، اولین دانشکده 
پرستاری و 
مامایی، نخستین کارخانه ها، نخستین انجمن زنان و اولین حق رأی به زنان، 
نخستین 
شهرداری، آموزش و پرورش نوین، نخستین مدرسه کرو لال ها، اولین مدرسه 
نابینایان، 
نخستین کودکستان و ... در ایران بوده است؟ شاید انتخاب تبریز به عنوان یک 
ولیعهدنشین در زما</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/45"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">آیا می دانید که آذربایجان 
زادگاه اولین چاپخانه، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین 
رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی، اولین شعر نو، اولین سینما، 
اولین 
نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی، نخستین دانشگاه پزشکی، اولین دانشکده 
پرستاری و 
مامایی، نخستین کارخانه ها، نخستین انجمن زنان و اولین حق رأی به زنان، 
نخستین 
شهرداری، آموزش و پرورش نوین، نخستین مدرسه کرو لال ها، اولین مدرسه 
نابینایان، 
نخستین کودکستان و ... در ایران بوده است؟ شاید انتخاب تبریز به عنوان یک 
ولیعهدنشین در زمان قاجاریه نیز به خاطر همین پتانسیل استثنایی ملت 
آذربایجان بود ( 
منبع 11 ).</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">مؤسس اولین مدرسه به سبک 
نوین در ایران، میرزاحسن خان رشدیه بود که در همین راستا 
کتابی به اسم "وطن دیلی" نوشت که در سال 1312 قمری در تبریز چاپ شده است. 
ایرانی ها 
و بخصوص هموطنان فارس زبانمان رشد و گسترش زبان فارسی را نیز مدیون حکومت 
های ترک 
هستند ( منبع 12و13 ).</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">سرزمین آذربایجان، 
دانشمندانی چون پروفسور لطفی زاده واضع تئوری فازی، پروفسور حسین 
جوان از مخترعین لیزر، پروفسور جواد هیئت و پروفسور یحیی عدل از پیشگامان 
جراحی 
مدرن در ایران، پروفسور هشترودی را به جامعه علم و دانش معرفی کرده است. از
 مورخین 
و ادبیات شناسان معاصر ملی ترک نظیر پروفسور جواد هیئت، پروفسور ذهتابی، 
رحیم رئیس 
نیا، صمد سرداری نیا و ... نیز نام بردن لازم است.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">آذربایجان مهد انقلاب مشروطه
 نیز بوده است که در زمان خود حرکتی بسیار مترقی محسوب 
می شد. حرکات آزادی خواهانه ای دیگر چون قیام شیخ محمد خیابانی، حکومت 21 
آذر 1324 
نیز از سرزمین آذربایجان برخواسته است. آذربایجانی ها در انقلاب اسلامی نیز
 بین ملت 
های ایران پیشرو بودند. آذربایجانی ها در اکثر جنگ های بین ایران و كشورهای
 دیگر 
چون جنگ چالدران، جنگ های ایران و روسیه پرچم دار جبهه بودند. در جنگ ایران
 و عراق 
نیز با همت لشکر عاشورای آذربایجان و اعطای شهدای فراوان بود که شهرهای 
خوزستان از 
دست بعثیان خارج شد.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">آذربایجانی ها علاوه بر 
پرچمداری حرکات و نهضت های روشنفکری و آزادی خواهی در ایران 
و دلاوری و فداکاری در جبهه های جنگ، در صحنه های ورزشی نیز همیشه برای 
ایران 
افتخارآفرینی کرده اند. اما افسوس از ذره ای قدردانی!. متأسفانه در ایران 
با تلفیقی 
سیاستمدارانه، ترکان مردمانی سخت کوش معرفی می شوند که خانم هایشان دست پخت
 خوبی 
دارند! و نقش بنیادین آذربایجانی ها در جریانات روشنفکری، فرهنگی، اجتماعی و
 سیاسی 
به عمد فراموش می گردد.</font></span></p>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>سر آغاز شونیسم فارس در ایران</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/46"/>
        <published>2010-07-07T10:57:16+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T10:57:16+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/46</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>



ما ترکان نه 
تنها همچون قارچهای یکروزه در ایران جوانه نزده ایم، بلکه ملتی با بیش از 
27 میلیون 
جمعیت و ریشه ای چندین هزار ساله در منطقه سکونت خود هستیم. ما صاحب زبانی 
قدرتمند 
و زیبا و فرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی هستیم که پشتوانه عظیمی برای ملت ما 
محسوب می 
شود.
اما دوباره به سئوالات اول 
نوشته برمی گردیم. چرا ما از هویت (کیملیک) و دارایی 
فرهنگی (وارلیق) خود بی خبر هستیم؟ و آنچه را از تاریخ ایران می دانیم 
اکثراً در 
جهت تحقیر ملت و فرهنگمان است؟ جواب را باید در 80 سال سیست</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/46"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">ما ترکان نه 
تنها همچون قارچهای یکروزه در ایران جوانه نزده ایم، بلکه ملتی با بیش از 
27 میلیون 
جمعیت و ریشه ای چندین هزار ساله در منطقه سکونت خود هستیم. ما صاحب زبانی 
قدرتمند 
و زیبا و فرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی هستیم که پشتوانه عظیمی برای ملت ما 
محسوب می 
شود.</font></span></p><p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">اما دوباره به سئوالات اول 
نوشته برمی گردیم. چرا ما از هویت (کیملیک) و دارایی 
فرهنگی (وارلیق) خود بی خبر هستیم؟ و آنچه را از تاریخ ایران می دانیم 
اکثراً در 
جهت تحقیر ملت و فرهنگمان است؟ جواب را باید در 80 سال سیستم حاکم شونیسم 
فارس که 
ارمغان رژیم پهلوی است جست. شونیسم یعنی اعتقاد به برتری نژادی و یا حقوقی 
ملتی بر 
ملت دیگر. با کنار رفتن قاجاریه یا آخرین حکومت ترک در ایران، رژیم 
نژادپرست پهلوی 
با نقاب وحدت ملی ولی دراصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی 
(سانترالیسم) افراطی و یکسان سازی اجباری هویتی- فرهنگی کشور کثیرالملل 
ایران را در 
دستور کار خود قرار داد. طبق سیستم جدید شونیستی، ایران یعنی تنها سرزمین 
ملت فارس 
و دیگر ملت های ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... باید از صحنه فرهنگی- سیاسی 
ایران محو می 
شدند. دلیل استعمارگران خارجی بخصوص انگلیس برای این سیاست نیز ایجاد قدرتی
 یکپارچه 
به عنوان سدی در مقابل رقیب استعماری روسیه (که به تازگی سیاستهای ضد 
سرمایه داری 
را نیز پیشه کرده بود) و ساده کردن بازی های استعماری خود در منطقه با 
جایگزینی یک 
مهره بجای چندین کانون قدرت ملی بود. البته دلایل دیگری نیز برای مبارزه با
 عنصر 
ترک نیز در این منطقه وجود داشت. اول خاطره تلخ اروپاییان از دولت مقتدر 
عثمانی و 
دیگری ترس از پیشرو بودن ملت ترک آذربایجان در حرکات روشنفکری و ضد 
استعماری بود، 
چرا که در آن زمان در نتیجه ارتباط زبانی ملت ترک آذربایجان با آزادیخواهان
 همزبان 
خود در آنسوی رود آراز و ترکیه دروازه ورود اندیشه های نو و آزادیخواهی به 
ایران 
بود.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">این دوران مقارن بود با عصر 
نظریه های نژادپرستی به خصوص تئوری ساختگی نژاد برتر 
آریا در اروپا، که دستاویز استثمارگران شده بود. این تئوری های 
نژادپرستانه، ساخته 
و پرداخته اروپاییان، در ایران منبع الهام و تغذیه برای عده ای روشنفکر 
جیره خوار 
دربار پهلوی گشت تا با این رژیم در نابودی ملت های ایرانی غیر فارس همراه 
گردند. 
آنها برای نابودی دیگر ملت ها، یکسان سازی اجباری هویتی ملت ها را پیشه 
کرده و زبان 
و فرهنگ ملت ها را مورد حمله قرار دادند. حکومت مرکزی نابودی فرهنگی ملت ها
 را به 
نسل کشی ترجیح داد، هرچند که در مواردی نیز جنایت و خونریزی را نیز بر این 
ملت ها 
روا داشت.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">فعالیت های شونیستی در این 
دوران عموماً در قالب ایده های پان ایرانیستی صورت می 
گرفت. پان ایرانیست ها طرفدار ایجاد ملت واحد ایرانی از طریق نابودی هویت 
ملت های 
غیر فارس و فارس سازی اجباری آنها هستند. از اینروست که پان ایرانیستها ( 
=شونیستها) به پان فارس نیز معروف گشته اند.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">مرامنامه شونیسم فارس را 
میتوان در نژادپرستی آریایی، ترک ستیزی، عرب ستیزی، اسلام 
ستیزی، باستان گرایی و تبلیغ دین زرتشت خلاصه کرد. اگرچه جرقه های شونیسم 
فارس قبل 
از رژیم پهلوی و تحت تأثیر غربیان در ایران زده شده بود، ولی ارتقاء آن در 
حد یک 
سیاست حکومتی از زمان رضاخان شروع شد. از بنیانگذاران باستان گرایی و 
شونیسم آریایی 
نیز می توان از آخوندزاده، جلال الدین میرزای قاجار، میرزا ملکم خان و در 
نسل بعد، 
سیدحسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهرتبریزی، محمودافشار، احمدکسروی، تقی 
ارانی، ملک 
الشعرای بهار، رضازاده شفق، محمد علی فروغی، جوادشیخ الاسلام زاده، یحیی 
ذکاء و ... 
نامبرد.</font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
&nbsp;</p>
<br>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
&nbsp;</p>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>چرا بعضی شعرای ترک به فارسی شعر گفته اند؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/44"/>
        <published>2010-07-07T10:57:11+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T10:57:11+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/44</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>



تئوری های مختلفی در مورد 
نحوه رواج زبان فارسی دری ( البته امروزه لهجه فارسی رایج 
در ایران را دیگر دری نمی نامند) در ایران موجود است. گفته میشود مبدأ زبان
 فارسی 
دری ماوراءالنهر بوده و زبان های منطقه سغد و خوارزم بستر این زبان محسوب 
می شوند. 
این زبان در قرن سوم هجری تحت حمایت سامانیان گسترش یافته و درقرون چهارم و
 پنجم به 
خراسان امروزی راه می یابد. فردوسی با صرف 30 سال به پیرایش و پالایش این 
زبان 
نورسیده می پردازد. فارسی دری با حمایت پادشاهان سلسله های ترک همچون 
غزنویا</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/44"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2"><b><font color="#00ff00"><br></font></b></font></span></p>

<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">تئوری های مختلفی در مورد 
نحوه رواج زبان فارسی دری ( البته امروزه لهجه فارسی رایج 
در ایران را دیگر دری نمی نامند) در ایران موجود است. گفته میشود مبدأ زبان
 فارسی 
دری ماوراءالنهر بوده و زبان های منطقه سغد و خوارزم بستر این زبان محسوب 
می شوند. 
این زبان در قرن سوم هجری تحت حمایت سامانیان گسترش یافته و درقرون چهارم و
 پنجم به 
خراسان امروزی راه می یابد. فردوسی با صرف 30 سال به پیرایش و پالایش این 
زبان 
نورسیده می پردازد. فارسی دری با حمایت پادشاهان سلسله های ترک همچون 
غزنویان و 
سلجوقیان بتدریج در کل ایران رایج می شود و امواج آن در قرون ششم تا هشتم 
در شیراز 
با پدیداری شعرایی چون حافظ و سعدی پدیدار می گردد. در قرن پنجم هجری شاهد 
لغتنامه 
اسدی طوسی هستیم که برای تفهیم لغاتی که به همراه فارسی دری به ایران وارد 
شده است 
و معادل آنها در دیگر زبان های ایرانی وجود نداشته تدوین شده است. این موج 
به غرب 
ایران دو یا سه قرن دیرتر می رسد، به گونه ای که ناصرخسرو در سفرنامه خود 
اشاره 
صریح دارد که در تبریز قطران نام، شاعری را دیده که شعر نیکو می سروده ولی 
زبان 
فارسی نیک نمی دانسته ( منبع 30 ). البته بعضی از مورخین که بنیان تاریخ 
ایران را 
به دور از قصد و غرض و دیدگاه های نژادپرستی بررسی کرده اند، معتقدند که 
ارتباطی 
بین زبان پارسی امروزی و فارسی باستان یا زبانهای پهلوی وجود ندارد و زبان 
پارسی 
دری یا درباری، پرورش یافته دربار سامانیان می باشد( منبع 21 ).</font></span></p>
]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>از دیگر خصوصیات زبان ترکی</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://elsesi.mihanblog.com/post/43"/>
        <published>2010-07-07T10:57:06+01:00</published>
        <updated>2010-07-07T10:57:06+01:00</updated>
        <id>tag:http://elsesi.mihanblog.com/post/43</id>
        <author>
            <name>azerbaycan(mianali( </name>
        </author>
        <summary>


• زبان ترکی از طرف زبان 
شناشان به عنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا 
شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای بنام، زبان ترکی را اعجاز غیر 
بشری معرفی 
کرده است.

• زبان ترکی حدود 24000 فعل 
دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد.

• حدود 1650 لغت ترکی 
آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی 
نیست. مانند: یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و ...( منبع 9 ).

• چند هزار لغت با ریشه ترکی
 در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 
لغت جزء کلمات م</summary>
        <content type="html" xml:base="http://elsesi.mihanblog.com/post/43"><![CDATA[<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font color="#00ff00" face="Tahoma" size="2"><b><br></b></font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">• زبان ترکی از طرف زبان 
شناشان به عنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا 
شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای بنام، زبان ترکی را اعجاز غیر 
بشری معرفی 
کرده است.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">• زبان ترکی حدود 24000 فعل 
دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">• حدود 1650 لغت ترکی 
آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی 
نیست. مانند: یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و ...( منبع 9 ).</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">• چند هزار لغت با ریشه ترکی
 در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 
لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند: آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، 
داداش، 
دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، 
باتلاق، 
اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، 
سوغات، 
اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال،
 چپاول، 
چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و ... ( منبع 28 ).</font></span></p>
<p dir="rtl" style="line-height: 150%; margin-left: 6px; margin-right: 6px;" align="justify">
<span lang="fa"><font face="Tahoma" size="2">بیان حقیقت مزایای زبان ترکی
 نسبت به فارسی بر اساس دلایل علمی دلیل بر برتری ملت 
ترک بر فارس نمی شود و چنین منظوری نیز در این نوشته مد نظر نیست، بلکه هدف
 افشای 
حقایقی است که هشتاد سال مغرضانه جهت تحقیر و نابودی ملت ما کتمان و تحریف 
شده است.</font></span></p>

]]></content>
    </entry>
</feed>

